A P H E L I O N

چطور می شود که خودمان را می کشیم - اولی

سه شنبه, ۲ مرداد ۱۳۹۷، ۱۲:۴۹ ب.ظ

همه روزه تعداد زیادی از انسان ها اقدام به خودکشی می کنند ، یک روز هم هست که اصلا روز خودکشی هست ( نه روزی که در آن خودکشی کنیم البته ، مثل روز اعتیاد مثلا ) که خب ما اصلا مناسبتی کار نمی کنیم و قرار نیست تا 10 سپتامبر برایش صبر کنیم . 


طبق آمار ها که می توانید آن را از ویکیپدیا پیدا کنید و ببینید ، متوجه می شویم خودکشی مسئله پیچیده ای است ، مثلا انتظار نداریم بلژیک را در رده 23 جدول ببینیم و در عین حال کره شمالی 28 ام جدول باشد ، یعنی با منطق و اصولی که برای خودکشی عموما در نظر میگیریم دلیلی ندارد یک بلژیکی یا یک ایسلندی خودکشی کند ، اما میبینیم که می کند :| نکته ی دیگری هم که توجه من را جلب می کند این است که آمار ها نشان می دهد خودکشی مرد ها بیشتر از زن ها بوده تقریبا در تمامی کشور ها و این یکی هم مقداری عجیب می نماید از آن جا که ما انتظار این را نداریم که پسر هامان دل نازک تر از دختر هامان باشند یا پسر هامان بیشتر مورد آزار و فشار روانی قرار بگیرند نسبت به دختر هامان . این ها را گفتم که بدانیم کلا از چهارچوب و قواعد ذهنیمان باید صرف نظر کنیم فعلا تا بتوانیم با روی باز به استقبال بررسی این موضوع برویم . 


خب بیایید حالا با چند فرض شروع کنیم ، فرض اول این است که مثلا من در ساحل عاج زندگی می کنم ، مشکلات زندگی ام طبعا آنقدر زیاد هستند که در ابتدا اصلا تصوری از رفاه و امنیت ندارم و هر لحظه ممکن است چه به عنوان مرد یا زن به من توسط عده دیگری بدون پیگرد قانونی تجاوز شود و در من ویروس اچ آی وی کشت شود :| خب این اصلا لازم به بررسی ندارد و موضوع پیچیده ای نیست ، قانون بقا را میتوانیم برایش در نظر بگیریم و کاملا سازگاری دارد با آن چون بالاخره اگر امروز خودت را نکشی ، فردا یا از بی آبی یا از تجاوز یا از ایدز یا از مریضی و هزار دلیل قابل توجه دیگر میمیری و این خودکشی ات را بسیار منطقی می کند . 


فرض دوم این است که ما مثلا در کره شمالی زندگی می کنیم ، در کره شمالی دیگر خطر تجاوز را میتوانیم لحاظ نکنیم ، در عین حال آب و غذا هم به صورت بخور و نمیری پیدا می شود و آن چنان از نظر بقا مردم در خطر انقراض قرار ندارند ، با این حال در روز های خوبشان پا به پای ساحل عاج میتوانند خودشان را پر پر کنند . این جا میتوانیم کمی بیشتر در مسائل انسانی داخل شویم و روزمرگی و امید به زندگی را وارد داستان کنیم . مثلا به عنوان یک شهروند کره شمالی شما بدون توجه به اینکه واقعا بدانید در دنیا چه خبر است و چه انسان های عقب مانده ای هستید و از چه چیز هایی محروم ، باز هم انگیزه خودکشی دارید از این جهت که امروز و دیروز و فردایتان کلا یک شکل است و اصلا وجود تقویم توجیهی ندارد و کسی از کسی نمی پرسد امروز چند شنبه است . روزمرگی در هر جای دنیا بلای جان است . و این درحالی است که در آنجا مسئله زمانی سخت تر می شود که خروج از این روزمرگی تقریبا ممکن نیست . 


فکر می کنم یک تقسیم بندی جالب در مورد این دو فرضمان تا الان این است که ساحل عاج را یک اتفاق کاملا جسمی و مادی و کره شمالی را یک اتفاق روانی و غیر مادی نظر بگیریم . 


اما فرض سوم را خودمان در نظر می گیریم ، ما اینجا نه شرایطمان مانند ساحل عاج است نه کره شمالی شده ایم هنوز ، اما در عین حال از آگاهی نسبی رنج میبریم و مسیر رو به سقوطمان عامل تمیز دهنده مان است برای خودکشی ،  مسیر رو به سقوط مهم است ، مثلا در ساحل عاج اگر مسیر را صعودی در نظر بگیریم و از منفی 80 به سمت منفی 20 میل کند ، نا امیدی انچنان توی چشم نمی زند اما ما اگر خودمان را 12 در نظر بگیریم و در حال سقوط به 3 میتوانیم به طریقی خودمان را نا امید تر از آن ها تصور کنیم و این جالب است . از طرفی ما نسبت به محرومیت هایمان آگاه تریم و میزان آگاهیمان با میزان داشته هایمان تناسبی ندارد اما در کره شمالی این مورد اختلاف فاحشی درش وجود ندارد . پس به صورت کلی میتوانیم خودمان را همان دور بر در نظر بگیریم . اما در آمار ها میبینیم که آن چنان هم همان دور و بر نیستیم که دلایلش را در پست بعدی خواهم گفت . 


فرض چهارم هم که می شوند فنلاندی ها و سوئدی ها و بلژیکی ها ، بر خلاف فرضیات قبل که آسان تر بود قضاوتشان اما در این مورد کار کمی سخت است ، همانطور که در هر فرضی که پیش رفتیم از سطح به عمق نفوذ کردیم ، در اینجا شاید در عمقی قرار گرفته باشیم که دیگر نوری برای دیدن قضایا نمانده باشد ، پس تیری در تاریکی رها می کنیم ، من فکر می کنم دلایل خودکشی در این طبقه کمی شخصی تر شده و جنبه ی کلی اش را از دست می دهد ، مثلا ما به راحتی می توانیم بگوییم در کره شمالی روزی 4 نفر به دلیل نا امیدی نسبت به آینده خودکشی می کنند . اما در بلژیک توزیع اینطور صورت نمیگیرد ، ممکن است از 4 نفر یک نفر عذاب وجدان داشته باشد ، یک نفر در رسیدن به هدفی ناکام بوده باشد و یک نفر کسی را از دست داده باشد و شرایط روحی خوبی نداشته باشد و .... . 



حالا به توجه به این متن میتوانیم به سراغ اصل مطلب برویم و کمی ریز تر و جزء به جزء تر همه چیز را بررسی کنیم . اما در این پست دیگر نمیخواهم بنویسم چون طولانی است و خسته شدم الان . پس پست بعدی می شود ادامه این پست با رویکرد دیگری نسبت به همین موضوع  و با توجه به فوندانسیونی که الان برایش اجرا کردیم . 

  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • سه شنبه, ۲ مرداد ۱۳۹۷، ۱۲:۴۹ ب.ظ
  • آیدین

نظرات  (۱)

نفهمیدم منظورتون از سعودی ، سَعودی بود ( که بعید میدونم :| ) یا صُعودی ! 
پاسخ:
صعودی دیگه سعودی که معنی نمیده :| با تشکر از دقت نظر شما :| 


کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی